Life lessons

Posted in Uncategorized on دسامبر 9, 2013 by cherqnevis

Life is like a silent teacher, one that teaches not by giving speeches, but by putting us repeatedly in a «case scenario» and letting us learn for ourselves. By the virtue of learning these lessons, we live a better, more prosperous life. Too many lessons, but perhaps, the most important, and most difficult one is: «happiness is an art, not a destination»

Advertisements

People are approval who**s

Posted in Uncategorized on اوت 17, 2013 by cherqnevis

‪People want other people know how happy their lives are, and even sometimes don’t mind faking it to pretend so. They want to be socially approved and admired. That explains a lot about Facebook’s huge success.

Posted in Uncategorized on مه 9, 2013 by cherqnevis

یکی از بازی‌های احمقانه‌ای که تو بچگی با خواهرم میکردیم، بازی «اولین نفری که ظاهر میشه» بود. تو یه مهمونی شلوغ و یا وقتی که داشتیم تلویزیون نگاه میکردیم قرار میذاشتیم که اولین جنس مخالفی که از در میاد تو و یا تو صفحه تلویزیون ظاهر میشه، همسر آینده طرف میشه. بعد مثلا تو مهمونی زل میزدیم به در و یهو ‹عمه قیزی’، یه خانوم چاق از فامیلای دور، با پسر خوشتیپش ظاهر میشدند و خواهرم هر هر میخندید و من به بخت و اقبال خودم در فکر فرو میرفتم و چای میخوردم.

مردم از خوشی

Posted in Uncategorized on مارس 4, 2013 by cherqnevis

بچه که بودم یه کتابی بود تو فقسه کتابخونه خونمون، عنوانش بود:»مردم از خوشی». من همیشه فکر میکردم نوشته «mardom از خوشی». با توجه به زندگی بدون استرس دو ماه اخیر، به این نتیجه رسیدم که میتونه «mordam از خوشی» هم خونده بشه.

فقط یک بازی

Posted in Uncategorized on ژانویه 12, 2013 by cherqnevis

پلان یک:

‌کلاس چهارم ابتدایی هستم. زنگ هنر در آخرین روزهای بهاری سال است و امتحان نهایی هنر امسال کشیدن طرحی از یک کوزه مدل که روی میز معلم قرار دارد است. از کل یک ساعت وقت امتحان ۳۵ دقیقه   گذشته و من هنوز شروع هم نکرده ام.  دست عرق کرده‌ام روی کاغذ ثابت مانده و حرکت نمیکند. میترسم که  چه طوری شروع کنم که نمره خوبی بگیرم. خانوم معلم از کنارم رد میشود. مرا میبیند و بعد از مکثی کوتاه در گوشم نجوا میکند: «نترس عزیزم، همش ۲نمره از نمره کل هنر میشه به دید سرگرمی بهش نگاه کن.» من ترسم میریزد. حالا  دیگر طراحی برایم فان میشود. در ۲۵ دقیقه پایانی  طرحی زیبا میکشم و سایه‌ خیلی خوبی میزنم. نمره سوم کلاس میشوم.

 

پلان دو:

برای یک عمل جراحی مختصر در بیمارستان آریزونا لازم است که بیهوش کامل بشوم. ذهنم درگیر چیزهای زیادی است و وضعت استیبلی ندارم. پرستار در چشمانم لبخند میزند ودارویی را در سرم دستم تزریق میکند. دیگر او را نمیبینم…

چشانم را به آرامی باز میکنم. از یک آرامش عمیق دور میشوم. ۴ ساعت بیهوش بوده‌ام ولی هیچ یادم نمیاید. هیــــــــــچ. آرامش کامل. اندکی میگذرد یادم میفتد که کجا هستم. مشغله‌های ذهنی و کاری که داشتم یادم میاید. ناخودآگاه به آرامش عمیقی بیهوشی فکر میکنم. به هیـــــــــــــچ.  به اینکه در نهایت همه آدمها به این آرامش میرسند. ناخودآگاه پلان یک بعد از ۲۰ سال در ذهنم دوباره مرور میشود. ‌»کل زندگی و دغدغه های آن فقط یک سرگرمی است». فقط یک بازی

بنویس…

Posted in Uncategorized on نوامبر 26, 2012 by cherqnevis

ویژگی‌ آهنگ‌های معین اینه که با اینکه کیفیت لیریک و متن ترانه‌هاش به صورت فله‌ای ارائه میشه، ولی فوق‌العاده نوستالژیک هستند.
پنج سال پیش همین روزا وقتی داشتم اپلای میکردم، ما‌هها دنبال آزاد کردن مدرک لیسانس بودم. جواب اپلیکیشن اومده بود و فقط مونده بود کارنامه رسمی و سرتیفیکیت مدرک لیسانس رو براشون بفرستم که لازمه آزاد کردن مدرک بود. بالاخره یک روز بارونی پاییزی کارش درست شد و از وزارت علوم امضاهای آخر رو گرفتم از شهرک غرب سوار تاکسی شدم. راننده این آهنگ رو گذاشته بود، و اون موقع اولین باری بود که احساس کردم دارم از ایران میرم و چقدر دلم برای وطنم تنگ خواهد شد.

PhD in Computer Science

Posted in Uncategorized on نوامبر 20, 2012 by cherqnevis

صبح بعد از روز دفاع که از خواب پا میشی و احساس میکنی که یک بار سنگین که مدتی رو دوشت بود، دیگه نیست